«لن ترانی»:

«و هنگامی که موسی به میعادگاه ما آمد، و پروردگارش با او سخن گفت، عرض کرد: «پروردگارا! خودت را به من نشان ده، تا تو را ببینم! گفت   هرگز مرا نخواهی دید؛ ولی به کوه بنگر، اگر در جای خود ثابت ماند، مرا خواهی دید! اما هنگامی که پروردگارش بر کوه جلوه کرد، آن را همسان خاک قرار داد؛ و موسی مدهوش به زمین افتاد. چون به هوش آمد، عرض کرد: خداوندا! منزهی تو از اینکه با چشم تو را ببینم    من به سوی تو بازگشتم!…» (سوره اعراف، آیه 143)

و اکنون نگاه چند بزرگمرد شعر و ادب پارسی به این موضوع: 

 

مولانا :

ارنی کسی بگوید که ترا ندیده باشد

 تو که با منی همیشه، چه » تری»، چه «لن ترانی «

 

سعدی :

چو رسی به کوه سینا، ارنی مگو و بگذر

که نیرزد این تمنا به جواب «لن ترانی»

 

حافظ :

چو رسی به طور سینا ارنی بگو و بگذر

تو صدای دوست بشنو ، نه جواب «لن ترانی»

 

سعدی:

تو بدین جمال زیبات اگر به حشر آیی

ارنی بگوید آن کس که بگفت لن ترانی

 

Advertisements

One response to this post.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: