… شمایید !

نوروز بمانید که ایّام شمایید Cheh Daanam

آغاز شمایید و سرانجام شمایید 

آن صبح نخستین بهاری که ز شادی

می‌آورد از چلچله پیغام، شمایید 

آن دشت طراوت زده، آن جنگل هشیار

آن گنبد گردنده‌ی آرام، شمایید 

خورشید گر از بام فلک عشق فشاند،

خورشید شما، عشق شما، بام شمایید 

نوروز کهنسال کجا غیر شما بود؟

اسطوره‌ی جمشید و جم و جام، شمایید 

عشق از نفس گرم شما، تازه کند جان

افسانه‌ی بهرام و گل‌اندام شمایید 

هم آینه‌ی مهر و هم آتشکده‌ی عشق،

هم صاعقه‌ی خشم بهنگام، شمایید 

امروز اگر می‌چمد ابلیس، غمی نیست

در فنّ کمین، حوصله‌ی دام شمایید 

گیرم که سحر رفته و شب دور و دراز است،

در کوچه‌ی خاموش زمان، گام شمایید 

پیرایه یغمایی

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: