طرح بته جقه در بازی تیم ملی!

بته جقهاین مطلب دلنشین و به حق را دلم نیامد با شما همراهان این وب-نوشت شریک نشوم – با اجزه ی نویسنده نقل می شود)

بازی ایران و آرژانتین در دور اول بازی های جام جهانی ۲۰۱۴ : طرح بته جقه در بازی تیم ملی!

مانند بسیاری از ایرانیان داخل و خارج از کشور، بازی ایران و آرژانتین را در روز شنبه ۲۱ ژوئن تماشا کردم و از بازی زیبا و هیجان انگیز تیم ملی لذت بردم. ، به دلایل مشخص بازی ایران بیشتر دفاعی بود: ایران داشت با قَدَر قدرتی چون تیم آرژانتین بازی می کرد و باید از به گل نشستن حمله های فوق ستاره ای چون مسی با تمام وجود جلوگیری می کرد. بیشتر زمان بازی در زمین ایران گذشت. به مدت بیش از نود دقیقه تیم ملی تحت فشار داشت از خودش دفاع می کرد. در ابتدای بازی گزارشگر کانادایی اعلام کرد که این نبرد میان مسی است با تیم ملی (از گفتن «تیم ملی» انگار لذت می برد و بنا را بر این گذاشته بود که تماشاگر کانادایی می داند منظور از تیم ملی چیست). البته بعدا دیدیم که فقط این مسی نبود که به دروازه ایران حمله می کرد دیگر دوستان آرژانتینی هم داشتند بخت خود را با دروازه بان ناشناس ( و شاید به زعم آنان ناشی) امتحان می کردند. به جز چند مورد نادر و شاید تا حدی بدون برنامه از حمله تیم ایران خبری نبود. مقاومت و تلاش ایرانی ها درخور تحسین بود. بعد از مدت کوتاهی تمرکز روی آرژانتینی ها، گزارشگر شبکه کانادایی سی بی سی داشت مرتب از ایرانی ها تعریف و تمجید می کرد. دژاگه ، آندرانیک تیموریان و سید جلال حسینی بازی بی نظیری را رقم زدند و علیرضا حقیقی به حق از دروازه ایران با جان و دل محافظت کرد. نتیجه اما برای ایران در دقیقه» نود به علاوه یک»، باخت با یک گل بود.
ایرانی ها باختند. آرژانتین برد. اما به قول روزنامه ابرار» آرژانتین مُرد تا بُرد». باخت ما از نگاه هم وطنان، باختی پیروزمندانه بود و برد آرژانتین تاثیری در شادی و جشن مردم ایران بعد از بازی نداشت. بار دیگر این احساس برد بعد از باخت به من ثابت کرد که در فرهنگ ایرانی همیشه دو ضربدر دو مساوی چهار نیست. ویدئو و عکس های شادمانی مردم ایران در شهرهای مختلف، که در شبکه های اجتماعی پخش شده، این اصل را به خوبی نشان می دهد.
اما بگذارید به بازی در زمین برگردیم و علت این احساس بردن پس از باخت را در همان بازی پیدا کنیم. چرا ما فکر می کنیم که بازی را برده ایم؟ چون با یک تیم به مراتب قوی تر از خودمان بازی کرده ایم و از پس حمله های چپ و راستشان بر آمده ایم. تمام حمله های حریف را دفع کرده ایم و با تمام وجودمان با رشادت از دروازه ایران نگهبانی کرده ایم (این شناسه اول شخص جمع را خودآگاهانه به کار می برم تا هم ذات پنداری تماشاگران با بازیکنان را نشان داده باشم). در تمام مدت بازی دفاعی و در عین حال زیبای تیم ملی طرح بته جقه برایم زنده تر و پررنگتر می شد. به راستی بازی ایرانیان در برزیل می تواند استعاره ای باشد از کنش ها و واکنش های مردم این سرزمین در طول تاریخ پر فراز و نشیب این کشور. به سان سروی آزاده و سربلند ایرانیان در «بازیِ» حمله ها و تجاوزهای اقوام و گروه های مختلف از مغول و تاتار وعرب و غیره همواره از هویت ایرانی خود دفاع کرده اند. مانند سرو افکنده سری که به شکل بته جقه در هنرنقاشی و فرش بافی و خاتم ما ظاهر شده ایرانی ها در برابر زور، فشار و استبداد سر خویش خم کرده اند تا از میان نروند. گاه افکنده سربوده اند اما سرافکنده نه. در اسارت نیز آزاده بودن تنها شعار نیست بلکه در بسیاری موارد یک اصل ایرانی است. ایرانیان در هنگامه ی ظهور امپراطوری اسلامی و تسلط زبان و فرهنگ عرب بر سرزمین پارس، زبان پارسی را از گزند نابودی نجات دادند. سیصد سال زبان فارسی را در کنج خانه ها هم چون شی ء عتیقه و نفیسی سینه به سینه حفظ کردند تا در زمانی مناسب هم چون سروی بلند و راست قامت به شکل شاهنامه ای پروزن و پربار به نوشته در آید. در تاریخ معاصر، هویت زن ایرانی هر چند دهه یک بار در بته ی آزمون قرار می گیرد تا رنگ سیاسی و ایدئولوژیک جدیدی به خود بگیرد: گاه می خواهند غربی شود و کشف حجاب کند و گاه می خواهند اسلامی شود و از نو چادر به سر بکشد. اما هویت زن ایرانی در برابر این خواسته ها مقاومت می کند. زن ایرانی با تنوع و رنگ به رنگی ای که ذاتی یک جامعه پویا است تا جایی که امکان دارد آن گونه پوشش خود را انتخاب می کند که می خواهد. در طول تاریخ از هر خون دلی که مردمان این سرزمین متحمل شدند سروی رویید و بر آن مرغی نغمه ای خوش سر داد. سختی ها بدل به شکست و احساس شکست نمی شوند ، بلکه به ترنم امید آزادی و پیروزی بدل می شوند. این را هوشنگ ابتهاج چه خوش سروده است:
ز هر خون دلی سروی قد افراشت
ز هر سروی تَذَروی نغمه برداشت
صدای خون در آواز تذرو است
دلا این یادگار خون سرو است.
برای تماشاگران ایرانی، بازی فوتبال روز شنبه نغمه خوشی بود که از بالای سرو زیبا به گوش می رسید. شادی و سرخوشی پس از بازی طرحی از سرو خمیده برفرهنگ کوچه و خیابان را با خود داشت. این یادآور پاسخ ایرانیان به تمام این مشقتهای تاریخی بود که مانند طرح بته جقه دو روایت را در خود نهفته داشت: ما مانند سرو سربلند ایستاده ایم و هر سختی و ملالی را به جان می خریم تا از حیثیت خود دفاع کرده باشیم. ما جا خالی نمی کنیم و بی خیال نخواهیم نشست. مبارزه می کنیم و مقاومت. در برابر فشار خم می شویم اما نمی شکنیم. پوینده ایم و زنده به سان سرو، حتی در سردترین و موحش ترین شرایط. جشن ایرانیان برای تیم ملی پس از یک باخت انگار شعر زیبای منزوی را در گوش جانم زنده کرد:
من از تو، سرو عزیزم، ثمر نمی خواهم
که غیر سایه ای از تو، به سر نمی خواهم
….
اگر چه «سرو شکسته» شعار خوش نقشی است
تو را شکسته ی هر رهگذر نمی خواهم
….
مباد رَخت خزانت به بَر، همیشه بهار!
که غیر جامه سبزت به تن نمی خواهم

در پایان به سهم خودم می خواستم بگویم : «بچه ها متشکریم». در زمانه ی سرشکستگی و بادهای ناموافق برای ملتی که به پیشینه ی کهن خود سخت می نازد ما به حضور بشاش و سرزنده و سربلند شما در زمین فوتبال بس نیازمندیم. حافظ شیراز خوش سروده است که:
نه هر درخت تحمل كند جفای خزان
غلام همت سروم كه این قدم دارد

خاطره شیبانی
۲۳ ژوئن ۲۰۱۴
اونتاریو، کانادا

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: