تیرگان . . . و اسطوره‌هایش

تیرگان خجسته

کریم زیّانی

ایران سرزمین جشن ها و شادی ها بود ، چنانچه  در راستای 360 روز سال، هفتاد و سه جشن برگزار می شد تا جهانِ زیبا را زیبا تر سازند . درشمار این جشن ها ، یكی هم جشن تابستانی تیرگان است كه خوشبختانه هنوز شمار یزرگی از ایرانیان،در هرجای جهان که هستند، آن را گرامی می‌دارند و برگزار می كنند . جشن فرخنده تیرگان از روز تیر از ماه تیر آغاز می شود و به مدت ۹ روز ادامه دارد. جشن تیرگان به همراه نوروز و مهرگان و سده از جمله مهمترین جشن‌هایی است که در گذشته برای ایرانیان اهمیت وافری داشته و آن را با شکوه و زیبا برگزار می کردند.

تیرگان بر دو بنیاد جشن گرفته می‌شود :

  1) همزمان شدن نام ماه و روز . روز سیزدهم هر ماه به نام تیر است كه در ماه تیر، جشن تیرگان را ارمغان می آورد و افسانه‌ی ستیز تیشتر با اپوش را پشت سر دارد.

  2) به یاد حماسه ی آرش كمانگیر و پیروزی ایران بر توران در زمان منوچهر شاه  پیشدادی

در گذشته، این جشن به مدت ده روز (از روز سیزدهم تیرماه – تیر روز – تا بیست و دوم تیرماه که روزباد-ایزد است، برگزار می شد.

باران را ایزدی است به نام تیشتر (در اوستا Tishtrye و در پهلوی Tishtar) كه سرچشمه ی همیشگی آب‌هاست. یشت شاعرانه ی هشتم ویژه این ایزدست.

سیزدهمین روز ماه و چهارمین ماه سال به نام این ایزدست. ستاره تشتر در شرق آسمان جلوه گرمی شود. نمایان شدن تیشتر نشانه ای ازنزدیك شدن فصل باران است. این ستاره  تابان و شكوهمند  كه  سرور ستارگان  شمرده می‌شد و «تخمه ی آب از اوست  و  آورنده ی سال های خوب است»، پرچمدار زندگی و مانایی و پویایی هستی است. با این ویژگی ها همیشه در تكاپوست ، اما دراین تكاپو با اپوش – دیوخشكسالی و از تبار اهریمن – پیوسته در ستیز است.  استوره هایی در این زمینه وجود دارد. باید پذیرفت که افسانه ها و استوره‌ها  از بن مایه های واقعی برآمده اند و شایسته نیست آنها را دروغ پنداریم. هر افسانه و استوره‌ی کهن انباشته است از نمادها و نشانه‌هایی که با ژرف‌اندیشی در آنها می‌توان به واقعیت زیست انسان در دوران‌های گذشته‌ی دور پی برد،.به گفته ی فردوسی بزرگ :

تـو این را دروغ و فسـانه مـدان

به یك سان، روش در زمانه مدان

از او هــرچه اندر خـورد با خــرد

دگــر بـر ره رمــز مـعــنا بـــرد

تیشتر در تكاپوی آبرسانی و سرسبز کردن زمین، نخست به پیكر مردی جوان و پانزده ساله و در ده شب دوم  به پیكرگاوی زرین شاخ و در ده شب سوم به شكل اسبی سپید با یال طلایی جلوه خواهد كرد . او كه  سرشت آب دارد و ازنژاد آپم نپات است، به دریای کیهانی (فراخكرت) و همه دریاها می‌رود تا جام های بزرگ را ازآب  پركرده و به یاری باد به آسمان برد. اما با اپوش، دیو خشكسالی، که به چهره اسب سیاه ترسناکی رخ می‌نماید، رو به رو می‌شود. سه شبانه روز نبرد می‌کند. تیـــــــر، سرور ستارگان و بزرگترین ستاره‌ی خاور، كه بر مانایی و پویایی هستی هم پیمان هرمزداست، در این نبرد از اپوش شكست می خورد .این شكست، تیشتر را نخست به اندوه می‌كشاند و دریغاگوی روزگار آبها و گیاهان و آیین هرمزد می شود . هرمزد نیز از درد و اندوه تیشتر اندوهگین شده اورا یاری می دهد تا اپوش را شكست دهد .  شكست اپوش اندام سوخته‌ی زمین را شاداب و تازه رو می‌کند و سرزمین­های ایرانی از سالی خوش برخوردار می‌شوند. به پاس این پیروزی است که ایرانیان، این روز را به جشن می پردازند..

در ایران باستان بر پایه‌ی آموزش های  زرتشت ، پاك نگهداشتن آب (و زیست‌بوم) از پلشتی‌ها اهمیت بسیار داشته است. ایرانیان  با  چشمی پاك به جهان می نگریستند – که امید است باز چنان شود – و پاک نگاهداشت آن  را همان گونه كه اهورامزدا آن را پاك آفریده، وظیفه ی خود می دانستند، چنان که مجازات آلودن آب ، کاشتن نهال بوده است.  این ویژگی ایرانیان را هردوت و استرابون درتاریخ ثبت كرده اند . نشانه‌هایی از این میراث نیاكانی، با  دگرگونی‌هایی،  در باور مردمان امروز ماندگار شده است . احمد شاملو باور توده را در كتاب فرهنگ مردم چنین آورده است :

ــ آب و نمك مهریه حضرت فاطمه است  ، از آلودن آن باید پرهیز كرد .

ــ ملایكه از كسی كه در آب تف كند قهر می كنند .

ــ ملایكه آب دنیا را غربال می كنند و اگردرآن آشغال وزباله ببیند ، به كسی كه آنها  را درآب ریخته نفرین می كنند .

ــ روزهای جمعه هر آبی كه روی زمین جاری است به بهشت می رود به همین جهت جمعه ها رخت شستن و ریختن كثافت در آب جاری معصیت دارد .

ــ هركس در آب بشاشد جنی می شود!

یکی از آیین های شاد و نمادین جشن  تیرگان این است كه تارهای  هفت  رنگی از ابریشم یا نخ با رشته هایی از سیم و زر به هم می تابند و به دور كله قندهایی كه  با كاغذ سبزرنگ پوشیده شده ، می پیچند وبه نوعروسان و نو دامادان هدیه می كنند . این تارهای رنگین به هم پیوسته را تیر و باد می‌نامند که در دوران باستان در ده روز جشن، همه از خرد و کلان، به دور مچ دست خود می بستند و در روز ایزد باد از روی پشت بام آن را همراه با فریاد شادی درهوا به دست باد می سپردند . این حرکت، نماد تیر آرش كمانگیر است كه از فراز البرز رها شد و در پرش ده روزه خود به تنه ی درختی فرود آمد و آنجا مرز ایران و توران شد .این، ما را به داستان آرش می‌برد که بنیاد دیگر جشن تیرگان است.  فشرده‌ی این داستان چنین است:

استوره آرش کمانگیر، پهلوان ایرانی، به دوره جنگ های میان ایران و توران می رسد. در نبردی که میان افراسیاب تورانی و منوچهرشاه، از سلسله پیشدادیان، در مازندران در می گیرد ، سپاه ایرانیان شکست می خورد؛ و این رخداد در روز نخست تیرماه بوده است. سرانجام هر دو سپاهِ خسته از نبرد با یکدیگر به سازش در می آیند و پیمان صلح می بندند، با این شرط از سوی افراسیاب که یکی از ایرانیان تیری از البرز کوه بسوی خاور پرتاب کند و هر جا که تیر بر زمین نشست مرز میان دو کشور باشد. سپندارمذ ، ایزد بانوی زمین، به یاری ایرانیان می شتابد و فرمان می دهد تیر و کمانی برای آرش، بزرگترین کماندار ایرانی بیاورند، آرش می دانست که پهنای کشورش ایران به نیروی بازو و پرش تیر او بسته‌است و باید همه نیروی خود را در این راه بکار گیرد. او برهنه می شود، و تن خود را به شاه و سپاهیان نشان می دهد و از تندرستی خود می گوید، آنگاه تیر و کمان اهدایی  سپندارمذ را بر می دارد و به کوه دماوند بر می آید و پس از یاری خواستن از اهورامزدا همه‌ جان و توان خود را در تیر می‌نهد، بوسه بر آن می‌زند. سپس کمان را می‌کشد و تیر را رها می کند و پیکر بی جانش بر زمین می افتد. اهورامزدا، تیر آرش را به فرشته باد می سپارد تا آن را نگهبان باشد و از آسیب دور دارد. تیر از بامداد تا نیمروز آسمان را می شکافد و می‌رود، از کوه ها و دشت ها می‌گذرد تا در کنار رود «جیهون» بر تنه درخت گردویی بزرگ می‌نشیند. آنجا مرز ایران و توران می‌شود.

آب پاشیدن به همدیگر هم از یادمان های این جشن است.

یکی دیگر از مراسم شادی بخش این جشن این است که مردم به یکدیگر آب می پاشند. کسانی که در نزدیکی رودخانه و جوی ها زندگی می کنند به کنار  آنها رفته و با شور بیشتر اینکار را انجام می دهند. آب روشنایی ست و این روشنایی می توانند  شادی تن و جان مردم را افزایش دهد تا بتوانند نیرو گرفته و برای پویا سازی هر چه بهتر جهان تلاش کنند.

ایرانیان در این روز به شست وشوی تن می پرداختند. دراین باره هم گفته اند سبب شست وشو آن بوده که چون کیخسرو از جنگ با افراسیاب بازگشت، در راه- تنها کنار چشمه ای ایستاد و آنجا خوابش برد.

آن گاه بیژن- از پهلوانان کیخسرو از راه رسید چون او را در خواب دید، بر صورتش آب پاشید تا از خواب بیدار شود و از این رو شست وشوی در این روز رسم شد. جشن دیگری نیز در سیزدهم تیرماه برپا می شد که آب ریزان نام داشت.

جشن دیگری نیز در سیزدهم تیرماه برپا می شد که آب ریزان نام داشت.

بنمایه‌ی جشن آب ریزان این است که گویند در زمان پادشاهان ایران باستان، مدت زیادی بارندگی نشد و در این روز مردم زیادی دست به دعا به درگاه خدای بزرگ بلند کردند.  دعای آنان پذیرفته شد و باران آمد و مردم شادی کردند و آب بر یکدیگر پاشیدند؛ و این رسم را هر سال در سیزدهم تیرماه برپا می کردند. به احتمال زیاد جشن آبریزان همان جشن تیرگان بوده است که بعدها هر کدام به صورت جشنی مستقل درآمده اند. این جشن در واقع برای نیایش تیشتر بوده که با دیو خشکسالی جنگید و چون پیروز شد باران بر زمین بارید.

——————————————-

سرچشمه ها :

ـ جلیل دوستخواه ، اوستا كهن ترین سروده های ایرانیان. چاپ نهم

ـ مری بویس ، تاریخ كیش زرتشت ، ترجمه م . صنعتی

ـ هاشم  رضی ، گنجینه اوستا

ـ ر. گریشمن ، ایران از آغاز تا اسلام

ـ عبدالحسین زرین كوب ، روزگاران ایران

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: