دست‌چین

غزلی از مولانا

image002چون ببینی آفتاب از روی دلبر یاد کن

چون ببینی ابر را از اشک چاکر یاد کن

               چون ببینی ماه نو را همچو من بگداخته

               از برای جان خود زین جان لاغر یاد کن

درنگر در آسمان وین چرخ سرگردان ببین

حال سرگردان این بی پا و بی سر یاد کن

               چون جهان تاریک بینی از سپاه زنگ شب

               از اسیران شب هجران کافر یاد کن

چون ببینی نسر طایر بر فلک بر آتشین

ز آتش مرغ دل سوزیده شهپر یاد کن

               چون ببینی بر فلک مریخ خون آشام را

               چشم مریخی خون آشام پُر شر یاد کن

    لب ببند و خشک آر و هر چه بینی خشک و تر

                                           در لب و چشمم نگر زان خشک و زین تر یاد کن

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: