غزل

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی

ای گزیده یار! چونت یافتم

ای دل و دلدار! چونت یافتم

می گریزی هر زمان از کار ما

در میان کار چونت یافتم

چند بارم وعده کردی و نشد

ای صنم! این بار چونت یافتم

زحمت اغیار آخر چند چند؟

هین که بی‌اغیار، چونت یافتم

ای دریده پرده‌های عاشقان

پرده را بردار چونت یافتم

ای ز رویت گلستان‌ها شرمسار

در گل و گلزار، چونت یافتم

ای دل! اندک نیست زخم چشم بد

پس مگو بسیار، چونت یافتم

ای که در خوابت ندیده خسروان

این عجب! بیدار، چونت یافتم

شمس تبریزی که انوار از تو تافت

اندر آن انوار، چونت یافتم

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: