غزل هفته

عطار نیشابوری

چون نیست هیچ مردی در عشق، یار ما را

سجاده زاهدان را، درد و قمار ما را

               جایی که جان مردان باشد چو گوی، گردان

               آن نیست جای رندان، با آن چه کار ما را

گر ساقیان معنا با زاهدان نشینند

می زاهدان ره را، دُرد و خمار ما را

               درمانش مخلصان را، دردش شکستگان را

               شادیش مصلحان را، غم یادگار ما را

ای مدعی کجایی تا ملک ما ببینی

کز هرچه بود در ما، برداشت یار، ما را

               آمد خطاب ذوقی از هاتف حقیقت

               کای خسته چون بیابی اندوهِ زار ما را

عطار اندرین ره اندوهگین فروشد

زیرا که او تمام است انده گسار ما را

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: