لبخندها فسرد!؟

زلزله

لبخندها فسرد

پیوندها گسست

آوای لای لای زنان در گلو شكست

گلبرگ آرزوی جوانان به خاك ریخت

جغد فراق بر سر ویرانه ها نشست

– از خشم زلزله –

پوپك، شكسته بال به صحرا پرید و رفت

گلبانگ نغمه در رگ نای شبان فسرد

هر كلبه گور شد

عشق و امید، مرد

در پهندشت خاك كه اقلیم مرگ هاست

با پای ناتوان و نفس‌های سوخته

هر سو دوان دوان

افسرده كودكان زپی مادران خویش

دلدادگان دشت،

سرداده اند گریه پی دلبران خویش

در جستجوی دختر خود مادری غمین

با صد تلاش پنجه فرو می‌برد به خاك

او بود ودختری كه جز او آرزو نداشت

اماچه سود؟ دختر او،آرزوی او،

خفته است در درون یكی تیره گون مغاك

آن كومه ها كه پرتو عشق و امید داشت

غیر از مغاك نیست

آن كلبه ها كه خانه ی دل‌های پاك بود

جز تل خاك نیست

خشكید چشمه ها و بجز چشمه های اشك

در دشت ما نماند

افسرد نغمه ها و بجز وای وای جغد

در روستا نماند

زلزله در بوشهردیگر حدیث غربت وتنها نشستن است

یاران خوش سخن همگی بیزبان شدند

آنانكه بود بر لبشان داستان عشق-

خود «داستان» شدند

هر سبزه ای كه بردمد ازدامن كویر

گیسوی دختریست كه در خاك خفته است

هر لاله ای كه سرزند ازدشت سوخته

داغ دل زنی‌ست كه غمناك خفته است

(کوتاه شده) از:مهدی سهیلی

Advertisements

2 responses to this post.

  1. Posted by Mersedeh kaviany on 10 آوریل 2013 at 11:15 ب.ظ.

    Very sad

    پاسخ

  2. Posted by ناصر زرين كلك on 10 آوریل 2013 at 11:25 ب.ظ.

    بسيار زيبا و بجا انتخاب شده است ،

    پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: