صفحه‌ی خوانندگان

از دوستانی که برای عطار110 شعر و مطلب می‌فرستند سپاسگزاریم. کوشش خواهد شد که از این پس از میان مطلب‌ها، شعرها، و قصه‌هایی که می‌رسد و با روال و اندیشه‌ی این وبنوشت سازگاری دارد، تا حد امکان، گزینش و چاپ شود

عطار110

 از: حسین باقری

دوش آن سيمين بدن آغوش مهرش باز کرد

بعد عمری ناز، در، از روی احسان، باز کرد

روح من ازذوق آن لطف خداداد آن زمان

با زبان شکر و بال شوق خوش پروازکرد

تا جمال  يار را درعالم تجريد  ديد

جان ودل بهرتماشا چشم حق بين باز کرد

ازپس چندين خماری، تا ستد جامی ازاو

مست شد زان باده، آهنگ جنون آغاز کرد

ديد چون مستم ندارم هيچ آرام و قرار

نرم نرمک بر سرم دست نوازش ساز کرد

خواند درگوشم يکی آهنگ از شور و حجاز

هوشيارم کرد زان مستی و پس پرواز کرد

گفتمش آيا خدايي؟ مرده زنده می کنی!

گفت: نی من نوربخشم، گفت وچشمم باز کرد

چون گشودم ديده، ديدم رفته آن صاحب جلال

بار ديگر باغم تنهاييم انباز  کرد

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: