غزل هفته

از: جلال باقری

عشق تعريف ندارد که بگويي آن چيست        Samaa

لفظ را راه نباشد به حَرَمخانه‌ی عشق

جز دل مرد خدا هيچ کسی آگه نيست           

از خفی وجلیِ گوهرِ يک‌دانه‌ی عشق

راست گفتند خدا راست درون دل، جای        

نه همه دل، دل مردانِ خدا خانه‌ی عشق

عشق با حرف وعبارات نگردد حاصل        

حاصل حرف بود، قصّه وافسانه‌ی عشق

تا ننوشی می منصوري‌اش از دار  فنا        

جان باقيت نگــيــرد رهِ کاشانه‌ی عشق

«نوربخش» ار که ببخشد به تو از باده‌ی ناب        

 ز «جلال»ش بشوی مست، چو پروانه‌ی عشق

Advertisements

2 responses to this post.

  1. Posted by Mersedeh kaviany on 19 فوریه 2013 at 11:00 ب.ظ.

    Thanks for sharing

    پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: