سلام!

غنچه از خواب پرید …

و گلی تازه به دنیا آمد

خار خندید و به گل گفت : سلام …گل و خار

و جوابی نشنید !

خار رنجید ولی هیچ نگفت …

ساعتی چند گذشت،

گل چه زیبا شده بود!

دست بی رحمی آمد نزدیک …

گل سراسیمه ز وحشت افسرد

لیک آن خار در آن دست خلید …

و گل از مرگ رهید …

صبح فردا که رسید،

خار با شبنمی از خواب پرید …

گل صمیمانه به او گفت : سلام !

                                        (؟)

Advertisements

2 responses to this post.

  1. Posted by ساغر on 20 ژانویه 2013 at 1:18 ق.ظ.

    خار رنجید ولی هیچ نگفت …

    پاسخ

  2. Posted by BAHAREH on 1 فوریه 2013 at 5:29 ق.ظ.

    SALAMMMMMMMMMMMMMMMMMMMMMMMMMMMMMMM

    پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: