در عشق

فلک جز عشق محرابی ندارد

جهان بی خاکِ عشق، آبی ندارد

غلام عشق شو که‌اندیشه این‌ست

همه صاحبدلان را پیشه این‌ست

جهان عشق است و دیگر زرق‌سازی

همه بازی‌ست الّا عشقبازی!

کسی کز عشق خالی شد فسرده‌ست

گرش صد جان بود بی عشق مُرده‌ست

مبین در عقل، کان سلطان جان است

قدم در عشق نِـه، کان جانِ جان است

نظامی گنجه‌ای: خسرو و شیرین
Advertisements

One response to this post.

  1. Posted by ملیحه on 25 سپتامبر 2012 at 9:24 ق.ظ.

    چقدر این شعر زیبا و باصفاست. سپاسگزارم

    پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: