سرفراز بمان نوروز

اندر دل من مها، دل افروز توئی
یاران هستند لیک دلسوز توئی 
شادند جهانیان به نوروز و به عید 
عید من و نوروز من امروز توئی
مولانا

پشت هر کوه بلند سبزه زاریست پر از یاد خدا
و در آن باغ کسی میخواند
که خدا هست, دگر غصه چرا؟
آرزو دارم
خورشید رهایت نکند
غم صدایت نکند
ظلمت شام , سیاهت نکند,
وتو را از دل آنکس که دلش در دل توست,

حضرت دوست جدایت نکند

Advertisements

One response to this post.

  1. Posted by ساغر on 15 مارس 2012 at 3:55 ب.ظ.

    بهار آمد تا بگوید :

    حتی اگر نمی شود که همیشه سبز ماند ،

    ولی می توان دوباره و دوباره و دوباره ،

    سبز و پر شکوفه و پر از جوانه شد ..

    پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: