مست قلندر

مست قلندر

بلوچ

«ﺑﻠﻮﭺ «

ﺍﻣﺸﺐ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﻠﻮﭺ ﺭﺍ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻡ ! ﺣﺎﻟﻢ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﺜﻞ ﺁﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﯽ ﺷﺪ
ﮐﻪ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺯﻣﺰﻣﻪ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻠﻮﭼﺴﺘﺎﻥ
ﺩﺭ ﮔﻮﺵ ﻫﺎﯼ ﮐﺮ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻣﯽ
ﺯﺩﻡ …
ﯾﺎﺩﻡ ﺁﻣﺪ ﭼﻪ ﻗﺪﺭ ﻣﺮﺍ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺗﻮﺭﯾﺴﺖ ﭘﺎﮐﺴﺘﺎﻧﯽ
ﯾﺎ ﺁﻭﺍﺭﻩ ﺍﯼ
ﺍﻓﻐﺎﻥ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﻣﯽ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ
ﻭ ﻣﻦ ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻩ ﺳﻮﺧﺘﻪ ﺍﻡ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻢ : ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ام
ﻣﻦ ﺩﺭﺩ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﺳﺒﺰ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻭﺵ ﻣﯽ ﮐﺸﻢ
ﺩﺭﺩﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﻫﺮ ﺑﻠﻮﭺ
ﻣﻮﺝ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ
ﺩﺭﺩﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﯿﻮﻩ ﻫﺎﯼ ﻃﺎﯾﻔﻪ
ﺭﯾﺸﻪ ﺩﻭﺍﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ
ﺩﺭﺩ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﯼ ﭘﺎ ﺑﺮﻫﻨﻪ ﺍﯼ
ﮐﻪ ﺩﺭ ﭼﻬﺎﺭﺭﺍﻩِ ﭼﻪ ﮐﻨﻢ
ﺑﻪ ﭼﺎﺩﺭﻡ ﺁﻭﯾﺰﺍﻥ ﻣﯽ شدند
ﻭ ﺍﺷﮏ ﻫﺎﯾﻢ
ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﮐﻮﭼﻪ ﯼ ﺑﻦ ﺑﺴﺖ
ﺑﺪﺭﻗﻪ ﻣﯽ کردند
ﻧﺎﻣﺶ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﺭ ﺧﺎﻃﺮﻡ ﻫﺴﺖ !
ﻣﯽ ﻣﺎﻧﺪ …
«ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺁﺯﺍﺩﯼ »
ﻫﻤﺎﻥ ﺧﯿﺎﺑﺎﻧﯽ
ﮐﻪ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺗﺮ ﺍﺯ ﻋﻤﺮ ﺣﺴﺮﺕ ﻭ ﺁﺩﻣﯽ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻭﺭﻕ ﻣﯽ ﺯﺩ …
ﺑﻠﻮﭺ ﻫﺎ ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﺳﺎﺩﻩ ﺍﻧﺪ
ﮐﻤﯽ ﻫﻢ ﻋﺠﯿﺐ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽ ﺭﺳﻨﺪ
ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﺣﻤﻠﻪ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ
ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﻃﻌﻨﻪ ﻧﻤﯽ ﺯﻧﻨﺪ
ﺷﻤﺎ ﭼﻪ ﻃﻮﺭ؟
ﻃﻌﻨﻪ ﻧﻤﯽ ﺯﻧﯿﺪ ﺑﻪ ﺣﺮﻣﺖ ﺁﺩﻣﯽ؟
ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ
ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺷﻨﺎﺳﻨﺪ
ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﮕﻮﯾﻢ
ﻣﻦ ﯾﮏ ﺯﻥ ﺑﻠﻮﭺ
ﯾﮏ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ اصیل
ﺑﺎ ﻧﮋﺍﺩﯼ ﺑﮑﺮ ﺗﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯼ شما
جنس ﺗﺎﺯﻩ ﺍﯼ ﻧﯿﺴﺘﻢ
ﺍﺯ ﺟﻨﺲ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﮔﯽ ی
ﺗﺒﻌﯿﺾ ﻭ ﺗﻬﻤﺖ ﻭ ﺗﯿﺮﺑﺎﺭﺍﻧﻢ
ﺍﺯ ﻭﺳﻌﺖ ﺻﺤﺮﺍ
ﺍﺯ ﺗﺤﻤﻞ ﮐﻮﯾﺮ
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﺸﻨﻪ ﻭ ﺳﺎﮐﺖ
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﺁﺏ
ﺻﺪﺍﯼ ﺑﺎﺭﺍﻥ …
ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﻣﺎ
ﺁﺏ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺟﺎﻥ ﺁﺩﻣﯽ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺩﯾﺎﺭ ﺷﻤﺎﻫﺎ ﺁﺏ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻡ
ﺁﺑﯽ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﺘﺎﻥ ﻧﻤﯽ ﺁﻣﺪ
ﺳﺒﺰﻩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺷﻬﺮﻫﺎ
ﮔﺮﻩ ﺯﺩﻡ
ﺑﻮﯼ ﻧﻢ ﻭ ﻋﻠﻒ ﻫﺎﯼ ﺗﺎﺯﻩ ﺭﺍ ﮐﺸﻒ ﮐﺮﺩﻡ
ﻭﻟﯽ
ﺍﺯ ﻫﯿﭻ ﮐﺪﺍﻡ ﺷﺎﻥ ﻟﺬﺗﯽ ﻧﺒﺮﺩﻡ
ﭼﻮﻥ ﯾﮏ ﺑﻠﻮﭺ
ﻫﺮﮔﺰ ﻋﻮﺽ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ …
%d8%a8%d9%84%d9%88%da%86ﻣﻦ،
ﺩﺭ ﻫﺮ ﻟﺒﺎﺳﯽ
ﯾﮏ ﺑﻠﻮﭺ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻡ
ﺑﻠﻮﭼﯽ ﺳﺎﺩﻩ
ﺑﻠﻮﭼﯽ ﺗﺸﻨﻪ ﺍﻣﺎ ﺻﺒﻮﺭ
ﺑﻠﻮﭼﯽ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ
ﺑﺎ ﭼﺸﻤﯽ ﺑﯽ ﻧﮕﺎﻩ ﻭ
ﺩﺳﺘﺎﻧﯽ ﺑﯽ ﮔﻨﺎﻩ
ﺣﺎﻻ ﺑﯿﺎﯾﯿﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺑﯿﻮﻩ ﻫﺎﯼ ﻃﺎﯾﻔﻪ ﺍﻡ
ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺳﺮﺑﻠﻨﺪ ﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﭘﺲ ﺑﺪﻫﯿﺪ.

«زلما بهادر»

See the #fireworks I created by blogging on #WordPressDotCom. My 2012 annual report.

See the fireworks عـطّــار 110 created by blogging on WordPress.com. Check out their 2012 annual report.

Source: See the #fireworks I created by blogging on #WordPressDotCom. My 2012 annual report.

یلدا خجسته باد

ماه دلداده ی مهر (خورشید) است، اما هر دو راهی جدا می سپرند. ماه بر سر آن است تا سحرگاه که مهر رخ می نماید راه بر او ببندد و با هم

 درآمیزند، لیکن هر بار به خواب می رود و فرصت را از دست می دهد. روز فرا می رسد و ماه را در آن جایی نیست.

سرانجام ماه با ستاره ای طرح دوستی می ریزد و از او می خواهد که پیش از آشکار شدن روز قبل از فرا رسیدن پیشقراولان مهر، او را اگر به خواب رفته باشد بیدار کند ـ و این ستاره همان است که همیشه در وسط شب، او را در کنار ماه می بینید.

تدبیر ماه به بار می نشیند و یک شب، به هنگام، ستاره ماه را بیدار می کند و از نزدیک شدن مهر آگاهش می سازد. ماه به پیشباز مهر می شتابد و او را از رفتن و بردمیدن باز می دارد. سپس راز دل با او می گوید و با هم به خلوت می روند و عاشقی می کنند؛ و چنین است که آن شب هر دو ـ مهر و ماه ـ کار خود را فراموش می کنند و یک شب طولانی جهان در تاریکی محض فرو می رود و مهر دیر بر می آید اما با چهره ای بس تابناک ـ تابنده از عشق. آن شب تاریک طولانی همان یلدا شب است.

این اسطوره ی کهن که تاریخ پیدایی آن دانسته نیست، نگاهی دارد بر فلسفه ی زایش دوباره، که هستی را به نیروی عشق پیوسته نو می کند. از روزی که شب یلدا را پشت سر دارد، مهر، روز به روز روشن تر می تابد و با توان بیشتری به روندگان و رویندگان زمین انرژی می رساند تا در پایان بهار که به اوج توان خود می رسد

به باور این اسطوره و دهها اسطوره ی کهن دیگر، یلدا نماد معجزه ی عشق است که هر سال در «خورروز» یا «خرم روز» تجدید زندگی می کند. گویا در زمان ابوریحان نام دیگر دی ماه، «خور ماه» یعنی ماه خورشید، بوده است.

درباره ی واژه «یلدا» سخن زیاد گفته شده است و ظاهرا تکرار آن لزومی ندارد، اما جا دارد بگوییم که این واژه سریانی چنان در زبان فارسی پذیرفته شده و جا خوش کرده است که هیچ معادلی نمی تواند جای آن را بگیرد. در نتیجه، یلدا شناسنامه ی پارسی گرفته و نام دخترها هم شده است.

شب یلداتان فرخنده باد

یلدا و زادروز مهر خجسته باد

در نگاره های حکاکی شده بر سنگ های تخت جمشید:
هیچ کس عصبانی نیست
هیچکس سوار بر اسب نیست
هیچ کس را در حال تعظیم نمی بینید
در بین این صدها پیکر تراشیده شده، حتا یک تصویر برهنه وجود ندارد.
این ها نشانه هایی است از نجابت، قدرت، احترام، مهربانی، خوشرويی: 

برنامه رادیویی

چنته شماره 625

Source: برنامه رادیویی

برنامه رادیویی

چنته شماره 625

https://www.mediafire.com/?lupalkrlk6c4icq