2015 in review

The WordPress.com stats helper monkeys prepared a 2015 annual report for this blog.

Here’s an excerpt:

A New York City subway train holds 1,200 people. This blog was viewed about 4,100 times in 2015. If it were a NYC subway train, it would take about 3 trips to carry that many people.

Click here to see the complete report.

زادروز مهر خجسته باد

كريم زياّنی

ماه دلداده ی مهر (خورشید) است، اما هر دو راهی جدا می سپرند. ماه بر سر آن است تا سحرگاه که مهر رخ می نماید راه بر او ببندد و با هم

 درآمیزند، لیکن هر بار به خواب می رود و فرصت را از دست می دهد. روز فرا می رسد و ماه را در آن جایی نیست.

سرانجام ماه با ستاره ای طرح دوستی می ریزد و از او می خواهد که پیش از آشکار شدن روز قبل از فرا رسیدن پیشقراولان مهر، او را اگر به خواب رفته باشد بیدار کند ـ و این ستاره همان است که همیشه در وسط شب، او را در کنار ماه می بینید.

تدبیر ماه به بار می نشیند و یک شب، به هنگام، ستاره ماه را بیدار می کند و از نزدیک شدن مهر آگاهش می سازد. ماه به پیشباز مهر می شتابد و او را از رفتن و بردمیدن باز می دارد. سپس راز دل با او می گوید و با هم به خلوت می روند و عاشقی می کنند؛ و چنین است که آن شب هر دو ـ مهر و ماه ـ کار خود را فراموش می کنند و یک شب طولانی جهان در تاریکی محض فرو می رود و مهر دیر بر می آید اما با چهره ای بس تابناک ـ تابنده از عشق. آن شب تاریک طولانی همان یلدا شب است.

این اسطوره ی کهن که تاریخ پیدایی آن دانسته نیست، نگاهی دارد بر فلسفه ی زایش دوباره، که هستی را به نیروی عشق پیوسته نو می کند. از روزی که شب یلدا را پشت سر دارد، مهر روز به روز روشن تر می تابد و با توان بیشتری به روندگان و رویندگان زمین انرژی می رساند تا در پایان بهار که به اوج توان خود می رسد.

به باور این اسطوره و دهها اسطوره ی کهن دیگر، یلدا نماد معجزه ی عشق است که هر سال در «خورروز» یا «خرم روز» تجدید زندگی می کند. گویا در زمان ابوریحان نام دیگر دی ماه، «خور ماه» یعنی ماه خورشید، بوده است.

درباره ی واژه «یلدا» سخن زیاد گفته شده است و ظاهرا تکرار آن لزومی ندارد، اما جا دارد بگوییم که این واژه سریانی چنان در زبان فارسی پذیرفته شده و جا خوش کرده است که هیچ معادلی نمی تواند جای آن را بگیرد. در نتیجه، یلدا شناسنامه ی پارسی گرفته و نام دخترها هم شده است.

به اسطوره ی دیگری نیز اشاره کنم که آن هم بسیار قدیمی و شاید دیرینه ترین اسطوره باشد.

می گویند هزاران سده پیش از این، انسان سرزمین های آریایی پس از برداشت محصول تابستانی متوجه شد که هر روز از عمر ماندگاری مهر در پهنه ی آسمان کاسته می شود. این کاهش هر روزه اندک اندک انسان را به هراس افکند که شاید مهر، عمرش به پایان رسیده و با مرگ دست به گریبان است. هنگامی که در کوتاه ترین روز، خورشید زرد شد و غروب کرد، مردم با این پندار که خورشید مرده، برای آن که نگذارند اهریمن تاریکی بر جهان تسلط یابد با آتش افروزی و روشن کردن چراغ و مشعل به شب زنده داری نشستند تا محیط زندگی شان گرم و روشن و شاد باقی بماند و این شب زنده داری همراه با دعا و سرودخوانی تا پایان شب ادامه یافت. هنگامی که روز بعد،که در واقع بعدها شد یکم دی ماه، سپیده دمید و مهر بار دیگر چهره نمود و جهان را روشن ساخت، مردم به جشن و پایکوبی پرداختند؛ زیرا تصور کردند با شب زنده داری و سرودخوانی آنها خورشید از نو زاده شده است، و چنین شد که آن روز را زادروز مهر نامیدند.

جشن زادروز مهر رفته رفته به همه ی سرزمین های آریایی کشیده شد و کسی نمی داند چه مدت بعد، توسط آیین میترائیزم یا مهرپرستی، به سراسر اروپا راه یافت.

تولد میترا ـ مهر ـ تا سده ی چهارم میلادی نیز در اروپا با گستردگی و شکوه بسیار گرامی داشته می شد، و مردم به تولد مسیح که در آن روزگار روز ششم ژانویه بوده چندان اعتنایی نداشتند و جشن و شادی و شب زنده داری شب زادروز میترا را به مراسم کریسمس ترجیح می دادند.

از نشانه های احترام و دلبستگی فراوان اروپاییان به آیین میترائیزم، جدا از وجود بازمانده های «مهرابه» های باستانی در جای جای اروپا، نامگذاری روز نخست هفته به نام خورشید است، که در همه یا بیشتر فرهنگهای اروپایی نام نخستین روز هفته معنای «روز مهر» یا «روزخورشید» را دارد.

تا سده ی چهارم میلادی فرمانروایان اروپایی که بیشترشان پیرو آیین مهر بودند ـ و مهر را خدای پیروزی می دانستند ـ با نفوذ کلیسا در شهرها مبارزه می کردند و حتّا دست به کشتن مسیحیان می زدند. هنگامی که کنستانتین امپراتور روم شرقی شد، برای جلوگیری از کشتار مسیحیان که می پنداشت نهایتن به دلیل کاسته شدن از جمعیت امپراتوری به زیان خودش خواهد بود، مسیحیت را دین رسمی قلمرو خود اعلام کرد و کلیسا را مورد حمایت قرار داد. برخی تاریخ نویسان می گویند او مسیحی بود (یا شد) زیرا که مادر او یک مسیحی متعصب بوده و کنستانتین را از خردسالی آموزش مسیحی می داده است.

به هر روی، از آن زمان اگرچه مسیحیت در اروپا رشد کرد و دامنه گسترد، ولی مردم سرزمین ها، حتا مسیحیان، آیین شب تولد مهر یا میترا یعنی شب یلدا را همچنان گرامی می داشتند و جشن می گرفتند. ارباب کلیسا، بنابه تحقیق برخی پژوهشگران، برای از رونق انداختن جشن و مراسم شب یلدا، کوشیدند با جابه جایی زادروز مسیح ـ که 6 ژانویه بود ـ آن را بر تولد میترا منتقل یا منطبق سازند تا هر جشنی که گرفته می شود به حساب تولد مسیح گدارده شود. هم اکنون نیز بخش بزرگی از مسیحیان جهان همچنان 6 ژانویه را زادروز مسیح می دانند. با همه اینها هیچ مدرک تاریخی، از جمله انجیل های چهارگانه، وجود ندارد که از تاریخ زادروز مسیح در آن یاد شده باشد.

گفتنی است که در زمان کنستانتین، کلیسا تقویم میلادی را نیز دستکاری کرد و در نتیجه برج های سال جابه جا شدند و بارزترین نشانه ی این دستکاری نام های برجهاست. مثلا اکتبر و نوامبر و دسامبر در حالی که به معنای 8 و 9 و10 می باشند، اکنون ماههای 10 و 11 و 12 سال میلادی هستند.

اکنون شماری از پژوهشگران، بویژه پژوهشگران شرقی، این پرسش را مطرح ساخته اند که، آیا کرسیمس همان یلدا نیست؟

بازگردیم به ایران خودمان!

از دوران حکومت امویان، دستگاه خلافت تلاش فراوان به کار برد تا ایرانیان را از برگزاری مراسم و جشن های ملی و زرتشتی باز دارند، و تا اندازه ای هم موفق شدند.

در دوران عباسیان که ایرانیان فرزانه و دانشور در دستگاه حکومت خلفا راه پیدا کردند و، صاحب نفوذ شدند، همت ایرانیان نژاده و پشتیبانی های معنوی آن دانشوران، سلسله جنبان زنده سازی جشن ها و سنت های ایرانی شد و جشن های باستانی ایرانی ـ البته با دگرگونی هایی ـ اندک اندک رونق یافتند و از جمله، جشن های نوروز و مهرگان و یلدا به در بارهای حکومت عباسی نیز راه یافت، چرا که عباسیان دوست داشتند درباری همچون ساسانیان داشته باشند.

و اما، امروز. امروز می بینیم که همه ی ایرانیان، جدا از گرایش های دینی شان، در هر گوشه ای از دنیا که هستند شب یلدا را به عنوان یک سنت و جشن ملی پاس می دارند، جشن می گیرند و برپا می دارند. هنوز خانواده ها، حتّا در شهر های بزرگ مانند تورنتو و مونترال از یک هفته قبل از یلدا در پی تهیه هندوانه و انار و آجیل و شبچره ی شب چله (یلدا) هستند و انجمن ها، سازمانها و گروههای قومی اعلام جشن شب یلدا می کنند. تنها تفاوت این است که اینجا میوه فروشان آواز سر نمی دهند که: «هندونه ی شب چله یادتون نره!»

مردم ما جشن و شادی را ـ بویژه که اصالت داشته و دیرینه باشد ـ دوست دارند. به یاد بیاوریم سنگ نوشته ی به جا مانده از کوروش بزرگ را:

«بزرگ است اهورامزدا که این جهان را آفرید،

که مردمان را آفرید، که برای مردم شادی آفرید . . .»

(با بهره وری از منابع تاریخی و پژوهشی گوناگون)

درها همه بسته‌اند الا درِ تو
تا ره نبرد غریب الا بر تو

ای در کرم و عزت و نور افشانی
خورشید و مه و ستاره‌ها چاکر تو

مولانا

برنامه رادیویی چنته

چنته شماره 599

حیوانیت و انسانیت !؟

حیوان هایی که نام انسان بر خود دارند نمی توانند با هم در سازش و صلح زندگی کنند – میکشند، بمباران میکنند، آواره و بی خانمان میکنند؛ 

ولی این 6 نوع حیوان که از یک تیره هم نیستند با مهر همزیستی صلح آمیز دارند  – همه در یک خانه با صاحبشان که یک انسان است…

شگفتا !!

0001

عکس هفته

پی مصلحت مجلس آراستند

نشستند و گفتند و برخاستند

Screenshot 2015-10-13 17.38.35

ای از همه بیش و از همه پیش
از خود همه دیده وز همه خویش

در ششدر خاک و خون فتاده
در وصف تو عقل حکمت اندیش

در عالم عشق عاشقان را
قربان شدن است در رهت کیش

هر دم که زنند عاشقانت
بی یاد تو در دهن شود نیش

درویش که لاف معرفت زد
از عجز نبود آن سخن پیش

در هر دو جهان ز خجلت تو
زآن است سیاه‌روی درویش

چون فقر سرای عاشقان است
عاشق شو و از وجود مندیش

در عشق وجودت ار عدم شد
دولت نبود تو را ازین بیش

عطار ز عشق او فنا شو
تا باز رهی ازین دل ریش

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 584 مشترک دیگر بپیوندید